نهج البلاغه
نامه ۷ - نامه اى ديگر به معاويه
و من كتاب له عليهالسلام إليه أيضا
أَمَّا بَعْدُ
فَقَدْ أَتَتْنِي مِنْكَ مَوْعِظَةٌ مُوَصَّلَةٌ
وَ رِسَالَةٌ مُحَبَّرَةٌ
نَمَّقْتَهَا بِضَلاَلِكَ
وَ أَمْضَيْتَهَا بِسُوءِ رَأْيِكَ
پس از نام خدا و درود! نامۀ پند آميز تو به دستم رسيد كه داراى جملات به هم پيوسته، و زينت داده شده بود كه با گمراهى خود آن را آراسته، و با بد انديشى خاص خود آن را امضاء كرده بودى
وَ كِتَابُ اِمْرِئٍ
لَيْسَ لَهُ بَصَرٌ يَهْدِيهِ
وَ لاَ قَائِدٌ يُرْشِدُهُ
قَدْ دَعَاهُ اَلْهَوَى فَأَجَابَهُ
وَ قَادَهُ اَلضَّلاَلُ فَاتَّبَعَهُ
فَهَجَرَ لاَغِطاً
وَ ضَلَّ خَابِطاً
نامه مردى كه نه خود آگاهى لازم دارد تا رهنمودش باشد، و نه رهبرى دارد كه هدايتش كند، تنها دعوت هوسهاى خويش را پاسخ گفته، و گمراهى عنان او را گرفته و او اطاعت مىكند، كه سخن بى ربط مىگويد و در گمراهى سرگردان است
وَ مِنْهُ لِأَنَّهَا بَيْعَةٌ وَاحِدَةٌ
لاَ يُثَنَّى فِيهَا اَلنَّظَرُ
وَ لاَ يُسْتَأْنَفُ فِيهَا اَلْخِيَارُ
اَلْخَارِجُ مِنْهَا طَاعِنٌ
وَ اَلْمُرَوِّي فِيهَا مُدَاهِنٌ
(از همين نامه است) همانا بيعت براى امام يك بار بيش نيست، و تجديد نظر در آن ميسّر نخواهد بود، و كسى اختيار از سر گرفتن آن را ندارد! آن كس كه از اين بيعت عمومى سر باز زند، طعنه زن، و عيب جو خوانده مىشود، و آن كس كه نسبت به آن دو دل باشد منافق است .
⚪️⚪️
شرح
۱- مروز بعدت
ثنی : خم گردم، پایل شدن ، عطف شدن ،
ثناعن : صرف،کف، کرد، ثناه : دوتاکرداورا
محبره : زینت شده، الزینه، مزین شده ، خوش ظاهر، آرامش یافته،
استئناف : طلب اعاده، مهام استئناف : وکیل استیناف ،
المروی : روایت شده، روایت کننده،
نمق : زینت داد، زینت دادن نامه ،
نمقت : خوش نوشته ای، آن رازیباکزدی، آراستی ،
موصله : پیوسته ،وصله زده، تلفیق شدهازکلامهای مختلف ومتضاد،
الهجر: خلاف وصل، هذیان ،بیهوده گفت، موقعی که شخص هذیان بگوید، یادرسخن گفتن به فحش وناسزاپردازد، شهری دربحرین ، بیهوده گفت،
لغط : صداکرد، کلام صدا،
من کثرلغطه کثرغلطه ،
لاغط : کسی که سخنانی بیمعنی باسروصدامی گوید،
کسی که بی معنی سخن گوید، مطالب بیهوده
وبی معناییفریادزدن، صداوهیاهو،
خبط : حرکت نامنظم ،درراه نادرست گام برداشتن
خبط البعیر: گم شدن شتر
القائد : الامام .
۲- متن
برچسب:
نویسنده: زهرا سامانی