خرید بک لینک
نهج البلاغهنامه ۶ - نامه به معاويه‏و من كتاب له عليه‌السلام إلى معاويةإِنَّهُ بَايَعَنِي اَلْقَوْمُ اَلَّذِينَ بَايَعُوا أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ عَلَى مَا بَايَعُوهُمْ عَلَيْهِ فَلَمْ يَكُنْ لِلشَّاهِدِ أَنْ يَخْتَارَ وَ لاَ لِلْغَائِبِ أَنْ يَرُدَّهمانا كسانى با من بيعت كرده‌اند كه با ابا بكر و عمر و عثمان، با همان شرايط‍‌ بيعت كردند، پس آن كه در بيعت حضور داشت نمى‌تواند خليفه‌اى ديگر انتخاب كند، و آن كس كه غايب بود نمى‌تواند بيعت مردم را نپذيردوَ إِنَّمَا اَلشُّورَى لِلْمُهَاجِرِينادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا سامانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:30

نهج البلاغهنامه ۷ - نامه اى ديگر به معاويهو من كتاب له عليه‌السلام إليه أيضاأَمَّا بَعْدُ فَقَدْ أَتَتْنِي مِنْكَ مَوْعِظَةٌ مُوَصَّلَةٌوَ رِسَالَةٌ مُحَبَّرَةٌنَمَّقْتَهَا بِضَلاَلِكَ وَ أَمْضَيْتَهَا بِسُوءِ رَأْيِكَپس از نام خدا و درود! نامۀ پند آميز تو به دستم رسيد كه داراى جملات به هم پيوسته، و زينت داده شده بود كه با گمراهى خود آن را آراسته، و با بد انديشى خاص خود آن را امضاء كرده بودىوَ كِتَابُ اِمْرِئٍلَيْسَ لَهُ بَصَرٌ يَهْدِيهِوَ لاَ قَائِدٌ يُرْشِدُهُ قَدْ دَعَاهُ اَلْهَوَى فَأَجَابَهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا سامانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:30

سیزده پنجاه و هفت سیاسی، فرهنگی غسل جمعه غسل جمعه از جمله اعمال مستحبي است كه بر آن تأكيد بسيار شده و در روايت آمده كه حضرت رسول (صلّي الله عليه و آله) به حضرت اميرالمؤمنين (عليه السّلام) فرمود: يا علي! در هر جمعه غسل كن، گرچه به خاطر آن غذاي خود را براي به دست آوردن آب جهت غسل كردن بارائهي و گرسنه بماني؛ زيرا هيچ عمل مستحبّي برتر از غسل روز جمعه نيست، و از امام صادق (عليه السّلام) روايت شده: هركه در روز جمعه غسل كند و اين دعا را بخواند:أَشْهَدُ أَنْ لاَ إلَهَ إلاَّ اللَّهُ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا سامانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:30

نهج البلاغهنامه ۸ - نامه به جرير بن عبد الله بجلىأَمَّا بَعْدُفَإِذَا أَتَاكَ كِتَابِيفَاحْمِلْ مُعَاوِيَةَ عَلَى اَلْفَصْلِوَ خُذْهُ بِالْأَمْرِ اَلْجَزْمِپس از نام خدا و درود! هنگامى كه نامه‌ام به دستت رسيد، معاويه را به يكسره كردن كار وادار كن، و با او برخوردى قاطع داشته باشثُمَّ خَيِّرْهُ بَيْنَ حَرْبٍ مُجْلِيَةٍ أَوْ سِلْمٍ مُخْزِيَةٍ فَإِنِ اِخْتَارَ اَلْحَرْبَفَانْبِذْ إِلَيْهِوَ إِنِ اِخْتَارَ اَلسِّلْمَفَخُذْ بَيْعَتَهُوَ اَلسَّلاَمُسپس او را آزاد بگذار: در پذيرفتن جنگى كه مردم را از خاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا سامانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:30

نهج البلاغهنامه ۹ - نامه به معاويهو من كتاب له عليه‌السلامإلى معاويةفَأَرَادَ قَوْمُنَا قَتْلَ نَبِيِّنَاوَ اِجْتِيَاحَ أَصْلِنَاوَ هَمُّوا بِنَا اَلْهُمُومَ وَ فَعَلُوا بِنَا اَلْأَفَاعِيلَوَ مَنَعُونَا اَلْعَذْبَوَ أَحْلَسُونَا اَلْخَوْفَوَ اِضْطَرُّونَا إِلَى جَبَلٍ وَعْرٍ وَ أَوْقَدُوا لَنَا نَارَ اَلْحَرْبِخويشاوندان ما از قريش مى‌خواستند پيامبرمان صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بكشند، و ريشۀ ما را در آورند و در اين راه انديشه‌ها از سرگذراندند، و هر چه خواستند نسبت به ما انجام دادند، و زندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا سامانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:30

روز سه شنبه به اسم حضرت امام زين العابدين و امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهم السّلام است زيارت كن ايشان را بدين زيارت:اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الْعَابِدِينَوَ سُلاَلَهَ الْوَصِيِّينَسلام بر تو اي سرور عابدان، و زبده جانشينان،اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا بَاقِرَ عِلْمِ النَّبِيِّينَسلام بر تو اي شكافنده ي دانش پيامبران،اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا صَادِقاً مُصَدِّقاً(مُصَدَّقاً) فِي الْقَوْلِ وَ الْفِعْلِسلام بر تو اي راستگوي پذيرفته در گفتار و كردار،يَا مَوَالِيَّهَذَا يَوْمُكُمْ وَ هُوَ يَادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا سامانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:30

نهج البلاغهنامه ۱۰ - نامه ای ديگر به معاويهو من كتاب له عليه‌السلام إليه أيضا وَ كَيْفَ أَنْتَ صَانِعٌإِذَا تَكَشَّفَتْ عَنْكَ جَلاَبِيبُ مَا أَنْتَ فِيهِمِنْ دُنْيَا قَدْ تَبَهَّجَتْ بِزِينَتِهَا وَ خَدَعَتْ بِلَذَّتِهَا دَعَتْكَ فَأَجَبْتَهَاوَ قَادَتْكَ فَاتَّبَعْتَهَا وَ أَمَرَتْكَ فَأَطَعْتَهَاچه خواهى كرد، آنگاه كه جامه‌هاى رنگين تو كنار رود، جامه‌هايى كه به زيباييهاى دنيا زينت شده است‌؟ دنيا تو را با خوشى‌هاى خود فريب داده، تو را به سوى خود خواند، و تو به دعوت آن پاسخ دادى، فرمانت داد و اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا سامانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:30

سیزده پنجاه و هفت سیاسی، فرهنگی تواضع امام رضاع عاقبت خودبزرگ‌بینی‌«بزنطی» که از محدثان بزرگ زمان خود بود، نقل می‌کند که روزی امام رضا(ع) مرکب خصوصی خود را برای من فرستادند تا به دیدار ایشان بروم. من سوار شدم و به محضر امام رسیدم. آن شب تا دیروقت در خدمت ایشان بودم و از علم و دانش امام بهره‌مند شدم و سوالاتم را پرسیدم.‌شب به نیمه رسید و من در دل خود فکر کردم که وقت رفتن است، اما امام(ع) به من فرمودند: «ظاهراً دیر وقت است و رفتن به شهر برایت سخت است؛ امشب را همین‌جا بمان.» منادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا سامانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:30

زيارت جامعهزيارتي است كه علاّمه مجلسي آن را در تحفه الزّائر زيارت هشتم جوامع قرار داده و فرموده كه اين زيارتي است كه سيد بن طاوس در ضمن ادعيه عرفه روايت كرده از حضرت صادق (عليه السّلام) و در هر وقت و هر موضع كه باشد مي توان كردن خصوصاً در روز عرفه و زيارت اين است:اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَهَ اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ وَ أَمِينَهُ عَلَي وَحْيِهِسلام بر تو اي رسول خدا، سلام بر تو اي پيامبر خدا، سلام بر تو اي برگزيدهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا سامانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:30

سیزده پنجاه و هفت سیاسی، فرهنگی تکبرویران کننده است تکبرهمان صفتی است که شیطان رامقابل خداقراردادواورادچارلعن ابدی کرد، چندی پیش یکی ازبستگان مشکلی داشت دریکی ازدستگاههای غیردولتی وازمن خواست که ازمدیرآن واحدبخواهم که درصورت فرصت به اوکمک کند . من هم بااینکه موردی نبودکه حق دیگری راضایع کندتصمیم گرفتم که پی گیری نمایم ، اماچون مشکل حنجره داشتم قادرنبودم تماس تلفنی برقرارکنم لذاتصمیم گرفتم که باپیام وکتابت پیگیری کنم ، اماچون تبیین مشکل حجم نسبتازیادی داشت ازطریق پیامک نمی شدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا سامانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:30

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا سامانی تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1402 ساعت: 3:47

✍✍ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا سامانی تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1402 ساعت: 3:47

✍✍شعر فردوسیدر مورد پدر و پسرپدری با پسرش گفت به قهرکه تو آدم نشوی جان پدرحیف از ان عمر که ای بی سروپادر پی تربیتت کردم سردل فرزند از این حرف شکستبی خبر از پدرش کرد سفررنج بسیار کشید و پس از انزندگی گشت به کامش چو شکرعاقبت شوکت والایی یافتحاکم شهر شد و صاحب زرچند روزی بگذشت و پس از انامر فرمود به احضار پدرپدرش آمد از راه درازنزد حاکم شد و بشناخت پسرپسر از غایت خودخواهی و کبرنظر افگند به سراپای پدرگفت : گفتی که تو آدم نشویتو کنون حشمت و جاهم بنگرپیر خندید و سرش داد تکانگفت این نکته ، برون شد از در«من نگفتم که تو حاکم نشویگفتم: آدم نشوی ، جان پدر»منسوب به جامی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا سامانی تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1402 ساعت: 3:47

صفحه بندی